تبلیغات
تاریخ ایران باستان - اشک ششم برادر اشک پنجم
به امید پیشرفت ایران و ایرانی

اشک ششم برادر اشک پنجم

پنجشنبه 14 مرداد 1389 10:20 ق.ظ

نویسنده : محمد

مهرداد اول در سال 171 به تخت اشکانی تکیه زد، هرچند که امروزه تاریخ دقیق جلوس او مورد تردید است و تحقیقات جدید، سال 165 پ م را نیز پیشنهاد می‌کند. از حداقل ده سال اول سلطنت او خبر موثقی نداریم و به نظر می‌آید که بیشتر وقت او به مستحکم کردن قدرتش در پارت و هیرکانی (یعنی تمام قلمرو او در آن‌زمان) گذشته است.در این زمان، دولت سلوکی در آشوب به‌سرمی‌برد. پادشاه سلوکی، آنتیوخوس چهارم اپیفانوس که توانسته بود مصر را فتح کند، به دستور روم، قدرت جدید مدیترانه، مجبور به ترک مفتضحانه آنجا شده بود. تلاشهای او در به‌دست‌آوردن دوباره‌ی قدرت در ایالات شرقی (ماد و عیلام) نیز کمابیش ناموفق بود و فقط توانسته بود یکی از سردارانش به نام تیمارخوس را به حکومت ماد بگمارد. مرگ آنتیوخوس چهارم در سال 164 پ م در گابه (جی، اصفهان) باعث بروز درگیری‌هایی در امپراتوری سلوکی برسر جانشینی او شد. در آخر سلطنت سلوکی به دمتریوس دوم تعلق پیدا کرد که در زمان او، جنگ‌های مهرداد برای کسب ماد و بین النهرین اتفاق افتاد.
در این مدت، مهرداد توانسته بود با گسترش قدرت خود در شرق، به ایالت درنگیه (زرنج) نیز دست پیدا کند و در شمال غرب، قدرت خود را بر تپورستان (تبرستان یا مازندران امروز) اعمال کند. در این زمان، سلطنت بلخی-یونانی«‌اوتیدم‌» نیز به دو قسمت تقسیم شده بود و شاخه‌ی شرقی آن در زیر حکومت دمتریوس، پسر اوتیدم، در شمال هند حکومت می‌کرد، در حالی‌که در خود بلخ، غاصب جدیدی به نام اوکراتیدس، حکومت را به چنگ آورده بود. مهرداد اول در این زمان اقدامی برعلیه پادشاهان یونانی بلخ نکرد و تنها به مستحکم کردن مرزهای شرقی خود پرداخت. دور نیست که حمله‌ی بعدی سکاها به بلخ را تحت تاثیر تشویق‌های مهرداد بدانیم که از سکاهای همخون خود (فراموش نکنیم که پرنی‌ها، اجداد مهرداد، خود از قبایل صحراگرد نزدیک به سکاها بودند) برای ضربه زدن به مقدونی‌ها کمک خواسته.به‌هرحال، اولین پیشرفت بزرگ مهرداد، حمله به ماد در سال 148(یا 145) پ م بود. پیش از این تاریخ، تیمارخوس، حاکم سلوکی ماد، برعلیه آنتیوخوس ششم و الکساندر بالاس شورش کرده بود و خود را پادشاه مستقل ماد خوانده بود. منابع یونانی برسر مسئله خلع تیمارخوس متفق‌القول نیستند. برخی از روایات (از جمله یوستینوس) خبر از شکست او به دست مهرداد می‌دهند، در حالی‌که روایات دیگر، خلع او را به دمتریوس اول سلوکی نسبت می‌دهند و مهرداد را شکست‌دهنده حاکم سلوکی می‌دانند که دمتریوس برای ماد تعیین کرده بود.
به‌هرصورت، در سال 145 پ م، ماد قطعا" جزء قلمرو مهرداد اول بوده که حاکمی پارتی بر آنجا گمارده است (یونانی: باکازیس؛ احتمالا" بغزاد در پارتی). فتح ماد به معنی همسایه شدن شاهنشاهی پارت با بابل و عیلام، دو مرکز مهم اقتصادی و سیاسی در آن زمان بود. در سال 142 یا 141 پ م، مهرداد موفق به فتح سلوکیه-بر-دجله (پایتخت شرقی سلوکیان) و بابل شد و به عنوان شاه بابل و «شاهنشاه» تاج‌گذاری کرد و سکه زد.
در این زمان، خبر حمله سکاها به مرزهای شمال شرقی به غرب کشور رسید. مهرداد خود با قسمتی از نیروهایش به پارت بازگشت تا برعلیه سکاها ایستادگی کند و اختیار نیروهای غربی را به سرداران و اشراف داد. این مسئله به عنوان نخستین نمونه‌ی دخالت اشرافیان پارتی در اداره حکومت اشکانی، مورد توجه خاص است. لشکریان پارت در سال 141 پ م، سپاهیان کامناسکرس، پادشاه علیمائید، را که به آپامیا حمله کرده بودندشکست دادند و شهر شوش را به تصرف درآوردند و به نام مهرداد سکه زدند، عملی که به معنی دست‌نشانده‌شدن سلطنت علیمائید بود.در سال 140، دمتریوس دوم، پادشاه سلوکی، به درخواست یونانیان بابل، به بین‌النهرین حمله کرد و خیال داشت که قدرت سلوکی را به این منطقه بازگرداند. لشکریان دمتریوس در 139 از پارتی ها شکست سختی خوردند و شخص پادشاه سلوکی به اسارت درآمد و به هیرکانی (گرگان)، نزد مهرداد فرستاده شد. مهرداد که می‌دانست خواهد توانست از وجود دمتریوس استفاده کند، او را در دربار خود نگاه داشت و دخترش «گلگونه» (روذوگونه در یونانی) را به ازدواج او درآورد.مهرداد اول، بزرگترین فاتح اشکانی، در سال 138 پ م در گرگان درگذشت و سلطنت را به پسر ارشدش فرهاد دوم واگذار کرد. سلطنت مهرداد، آغاز دولت اشکانی به معنی یک شاهنشاهی بود و اقدامات او در اداره کشور و بخصوص سیاست‌های او در مورد یونانی‌ها، الگویی برای جانشینان او شد.




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -